من از اون آدماییم که اصن شبیه خودمو جایی ندیدم ...
هیچ وخ نمیذارم غصه روز قبل تو دلم بمونه .
خُب زندگی جریان داره ... قرار نیس من تو یه قسمتش در جا بزنم .
میدونین من خیلی راحت به یه نتیجه جدید میرسم . الانم رسیدم خُب که دارم اینو میگم ...
فک میکنم هر دوس داشتنی قرار نیس ختم شه به یه ازدواج ...
میتونه فقط سر آغاز یه فصل تازه از زندگی باشه ...
یه دلیل واسه محک زدن احساسات ...
میتونه یه خاطره باشه . خوب و بدشو نمیدونم ولی میتونه یه خاطره باشه ...
منم مث تو نمیخوام فک کنم به این که آخرش چی میشه ولی الان دیگه از بین اون گزینه
هایی که میتونستن آینده رو بسازن ، یکی خط خورد ... ازدواج .
خوشم میاد از اینجور جواب دادن ... اونایی که میدونم جواب معما نیس رو خط میزنم ...
یکی یکی . تا آخرش یکی بمونه ...
مث الان که ازدواج خط زدم ... زیادم بد نیس ... ازدواج با یکی دیگه با کلی تجربه ...
داشتم از خودمون میگفتم ... نه؟
آهان ...
به نظر من شباهت زیاد بین دونفر ، از هم دورشون میکنه ...
ما مث دو تا خط موازییم با کلی تفاهم باورنکردنی ...
خب دو تا خط موازییم هیچ وخ به هم نمی رسن .
مگر اینکه یکیشون بشکنه ...
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 20:13 توسط نازی
|