تبليغاتX
پر شکسته به رنگ پريده می ماند -

به تو چه؟

من خیلی   دوس دارم ، خونمون یه جای شلوغ   باشه.

تازه پنجره اتاقمم رو به یه خیابون پرترافیک ، باسروصدای

ماشینُ بوقُ فحشُ ناسزا    باشه...

بعد یکی از همین روزا که بدجوری   دلم میخواد   خفت کنم ،   

بشینم پشت پنجره ُ اون پایین ، تو خیابونو ،   نگاه کنم و تو خیالم

سوار بهترین و قشنگترین ماشینا   شم...

فک   نکنی من خیلی   بدجنسم ، ولی خب خیلی   دوس دارم

یه دفه ، یه بنز   بزنه به سپر عقب یهBMW مدل سال... بعد یارو

از ماشینش پیاده   شه ،    بگه "هوی! مرتیکه الاغ ، مگه  

کوری؟"   بعدشم چن تا فحش رکیک جوندار نثار جد و آباد طرف  

کنه...

بازم یه وخ در موردم فکر بد   نکنی ولی راستش اصن  

دلم نمیخواد ، بنزیه از اون آدمای باشخصیت   باشه که   بگه

"ببخشید جناب ، الساعه خسارتشو   تقدیم میکنم" بیشتر حال  

میکنم از اون یکی بتتر ، چار تا فحش آبدار تحویلش   بده و یه

دعوای حسابی   راه بیفته ، که هیشکی جرأت   نکنه   بیاد

وسط...

اون وخ ، من از اون بالا مث زُرُ  یا مثلا سوپرمن    بیام وسط

معرکه و یه جوری که همه کف   کنن ، جداشون   کنم.

یه دفه تو این گیر و دار تو پیدات   شه و با یه ژست رمانتیک  

بگی " عزیزم تو که اینقد   خوبی ، چرا با دنیا   قهری؟ " که به

خیال خودت خرم   کنی...

اما من که قرار   نیس دوباره خر   شم ،   قراره؟

پس ، منم جوابتو   بدم " به تو   چه؟ "

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 2:34  توسط نازی  |