به تو چه؟
من خیلی دوس دارم ، خونمون یه جای شلوغ باشه.
تازه پنجره اتاقمم رو به یه خیابون پرترافیک ، باسروصدای
ماشینُ بوقُ فحشُ ناسزا باشه...
بعد یکی از همین روزا که بدجوری دلم میخواد خفت کنم ،
بشینم پشت پنجره ُ اون پایین ، تو خیابونو ، نگاه کنم و تو خیالم
سوار بهترین و قشنگترین ماشینا شم...
فک نکنی من خیلی بدجنسم ، ولی خب خیلی دوس دارم
یه دفه ، یه بنز بزنه به سپر عقب یهBMW مدل سال... بعد یارو
از ماشینش پیاده شه ، بگه "هوی! مرتیکه الاغ ، مگه
کوری؟" بعدشم چن تا فحش رکیک جوندار نثار جد و آباد طرف
کنه...
بازم یه وخ در موردم فکر بد نکنی ولی راستش اصن
دلم نمیخواد ، بنزیه از اون آدمای باشخصیت باشه که بگه
"ببخشید جناب ، الساعه خسارتشو تقدیم میکنم" بیشتر حال
میکنم از اون یکی بتتر ، چار تا فحش آبدار تحویلش بده و یه
دعوای حسابی راه بیفته ، که هیشکی جرأت نکنه بیاد
وسط...
اون وخ ، من از اون بالا مث زُرُ یا مثلا سوپرمن
بیام وسط
معرکه و یه جوری که همه کف کنن ، جداشون کنم.
یه دفه تو این گیر و دار تو پیدات شه و با یه ژست رمانتیک
بگی " عزیزم تو که اینقد خوبی ، چرا با دنیا قهری؟ " که به
خیال خودت خرم کنی...
اما من که قرار نیس دوباره خر شم ، قراره؟![]()
پس ، منم جوابتو بدم " به تو چه؟ "