تبليغاتX
پر شکسته به رنگ پريده می ماند -

اتاق زیر شیروونی

ببین ، دستام خالیه ... دیگه هیچی نمونده .

نه غروری که بخوام حتی تهشُ نگه دارم واسه خودم ...

نه قلبی که ذره ذره شو به هم بچسبونم ...

نه احساسی که بذارمش واسه کس دیگه ...

نه خلوتی هس واسه یواشکی هام ...

نه دلی واسه دوباره لرزیدن ...

نه اشکی واسه گریستن ...

میبینی چه آسون همه چی رو دادم ؟

واسه تو که بهای زندگیمی خیلی کم بود ... ولی به خدا همش همین بود ...

ولی هیچ منتی نیس ...

منتی نیس که از خودم بیشتر دوست دارم ...

منتی نیس اگه تموم دلمو دادم واسه اتاق زیر شیروونیه قلبت ...

منتی نیس بازم اگه ... اگه دارم ذره ذره آب میشم ...

همش مال خودته ...

فقط همون اتاق زیر شیروونی رو واسه نازیت نگه دار ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 17:43  توسط نازی  |